شجاعت داشتن و راهکارهایی برای تقویت آن

شجاعت داشتن و راهکارهایی برای تقویت آن

شجاعت چیست؟ چرا بودنش بسیاری اوقات واقعاً در زندگی لازم است؟ شجاعت چیزی نیست که بتوانید آن را یک‌شبه به دست آورید. حتی چیزی نیست که از ابتدای تولد آن را داشته باشید. مانند همه خصوصیات اخلاقی خوب دیگر، برای پرورش شجاع بودن هم باید تلاش کنید.

به تعبیری، شجاعت یک خصوصیت اخلاقی ترکیب‌شده از اعتمادبه‌نفس، قدرت ذهنی و دانش است. شجاعت به شما کمک می‌کند که بتوانید تصمیم‌های سختی را بگیرید. کمک می‌کند که بدون اتلاف وقت دست به اقدام بزنید و به‌آسانی با موقعیت‌های دشوار مواجه شوید.

وقتی شجاع‌تر می‌شوید، باقدرت بیشتری وارد عمل می‌شوید و اتفاقاتی را که ممکن است بیفتند بهتر مدیریت می‌کنید.

همه ما دوست داریم شجاعت بیشتری داشته باشیم. زیرا ترس اجازه نمی‌دهد که اقدامات لازم را انجام دهیم. یا در انجام کارها تأخیر خواهیم کرد. حتی ما را از پیشرفت در کارهایمان بازمی‌دارد. در این مقاله به راهکارهایی می‌پردازیم که به شما کمک می‌کند تا شجاعت خودتان را افزایش دهید.

روبه‌رو شدن با ترس‌ها، قدم اول در کسب شجاعت

شما برای قبول مسئولیت‌های جدید، نیاز به شجاعت دارید. وقتی می‌خواهید باکسانی رودررو شوید که شما را ناراحت کرده‌اند، نیاز به شجاعت دارید. حتی زمانی که عملکرد ضعیفی هم دارید نیاز به شجاعت دارید.

یک راه برای شجاعت بیشتر این است که اگر می‌خواهید شجاع باشید، باید اول هر طور که شده با ترستان یعنی چیزی که از آن می‌ترسید، روبه‌رو شوید. بعد هرچه از اولین باری که با آن عامل ترس روبرو شدید بیشتر گذشت، کمتر بترسید و بازهم آن را تکرار کنید. وقتی از چیزی بترسید و هیچ کاری انجام ندهید، همچنان از آن خواهید ترسید.

البته بستگی به نوع ترستان‌ هم دارد. شاید شما از حیوانات و جانوران درنده و خطرناک بترسید. در این صورت اصلاً توصیه نمی‌شود که بروید و با آنها روبرو شوید. شجاعت در مورد درک خطرها و پذیرفتن آنهاست. روبه‌رو شدن با این‌گونه ترس‌ها لزوماً شجاعت محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند حماقت در نظر گرفته شود.

مثال کنترل ترس از ارتفاع

حس عدم اطمینان، اغلب می‌تواند باعث بروز ترس شود. شجاعت به معنای آن است که چطور بتوانیم بارها و بارها این حس نداشتن اطمینان را به یک ریسک محاسبه‌شده و قابل‌پذیرش تبدیل کنیم.

مثلاً اگر از ارتفاع می‌ترسید می‌توانید به یک جای بلند و مرتفع بروید. البته لازم نیست همان ابتدا به مکان‌های خیلی بلند بروید. به مکانی بروید که کمی بلند باشد و بتواند حس ترس را در شما برانگیزد. آن حس را تجربه کنید. کاملاً آن را حس کنید.

دفعه بعد به‌جای کمی بلندتر بروید. وقتی این کار را می‌کنید، می‌بینید واقعاً آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسید، ترسناک نیست.

تکرار مواجهه با ترس‌ها

خیلی سخت است که در برابر چیزی شجاع باشید که هیچ‌وقت تابه‌حال آن را تجربه نکرده‌اید. با انجام دادن کاری که از آن واهمه دارید، به‌تدریج تمام حس اطمینان نداشتنتان را از بین می‌برید.

هر بار که این کار را تکرار می‌کنید، مثلاً به‌جایی مرتفع می‌روید، شجاع‌تر می‌شوید. فضانوردان‌ هم با استفاده از چنین تکنیکی برای رفتن به فضا آماده می‌شوند. آن‌ها کم‌کم یاد می‌گیرند که چگونه از پس چالش‌ها بربیایند. از تمام آموخته‌های خود استفاده می‌کنند تا بیش‌ازپیش آماده شوند و سپس آنها را اجرا می‌کنند.

قدر لحظات قدرت و شجاعت را بدانید.

به یاد داشته باشید قدر لحظاتی را که احساس شجاعت و قدرت می‌کنید بدانید. زمانی که کار شجاعانه انجام می‌دهید، سعی کنید احساسی را که در آن لحظه داشتید به یاد بسپارید.

یادتان بماند که در آن برهه زمانی چقدر شگفت‌انگیز و فوق‌العاده عمل کردید. به خاطرش جشن بگیرید. حتی یک یادبود از آن تجربه تهیه کنید. مهم نوع مسئله یا کوچکی و بزرگی آن نیست. مهم این است که شما با شجاعت عمل کردید. می‌توانید این حس را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید.

لحظاتی که احساس شجاعت و قدرت می‌کنید، مانند سوخت برای کارهای شجاعانه آینده عمل می‌کند. سوختی که هر زمان به آن نیاز داشته باشید در دسترس است.

لحظاتی که فکرهایتان را کردید و با دل‌وجرئت به خودتان گفتید که بریم ببینیم چه می‌شود، لحظات قدرت نامیده می‌شود. سعی کنید متوجه لحظاتی باشید که در آن قدرت و لیاقت را در خود حس می‌کنید.

می‌توانید چند نفس عمیق و آرام بکشید و به خودتان بگویید که من چنین آدمی هستم. هرچقدر بیشتر لحظاتی را که احساس قدرت می‌کنید متمایز و پررنگ کنید، نترس‌تر و شجاع‌تر می‌شوید.

زمانی که از چیزی می‌ترسید، کافی است به خودتان یادآوری کنید که چون توانستم آن کار را انجام دهم، پس از پس این یکی هم برمی‌آیم.

کنترل احساسات برای دل‌وجرئت بیشتر

راه دیگر برای اینکه شجاعت بیشتری داشته باشید، این است که از احساسات خودتان به‌عنوان یک ابزار استفاده کنید. کنترل احساسات می‌تواند سخت و دشوار باشد. ولی این کار می‌تواند یکی از بهترین راه‌ها برای غلبه بر ترس از هر نوعی که می‌خواهد باشد.

زمانی که تمرکز حواس داریم می‌توانیم از احساساتمان استفاده کنیم و خودمان را بیشتر برای اتفاقات و رویدادهای آینده آماده کنیم. حتی می‌توانیم با استفاده از آنها روی دیگران‌ هم به شکلی مثبت و مفید تأثیر بگذاریم.

اگر شما به‌قدر کافی عصبانی شوید هیچ‌چیز نمی‌تواند شعله شجاعتی را که در وجودتان زبانه می‌کشد خاموش کند. ممکن است شما یک آدم عصبانی نباشید. ولی به این معنا نیست که نمی‌توانید کمی حس عصبانیت را در خودتان ایجاد کنید و از آن بهره ببرید.

در حالت عادی شما به دنبال دلیلی برای عصبانی شدن نمی‌گردید. ولی عصبانیت می‌تواند ابزاری به‌مراتب ارزشمندتر از آنچه شما فکر می‌کنید باشد.

زمانی که نیاز دارید شجاعت بیشتری داشته باشید، می‌توانید سعی کنید اندکی خشم و عصبانیت را در وجود خودتان برانگیزید.

تقویت طرز فکر شجاعانه برای داشتن شجاعت بیشتر

به راه‌هایی که از آن طریق ممکن است ارزش‌های گران‌بهایتان پایمال شوند، بیندیشید. بدین ترتیب طرز فکر شجاعانه خودتان را تقویت کنید. اگر بتوانید جنبه‌هایی از موقعیت پیش‌روی خودتان را کشف کنید که باعث برانگیخته شدن احساسات در شما شود، از آنها استفاده کنید.

برای مثال فرض کنید شما می‌ترسید با کسی روبرو شوید. می‌توانید به این فکر کنید که این شخص چقدر وقت شما را هدر می‌دهد. چقدر بی‌ملاحظه است. چقدر به شما بی‌احترامی می‌کند.

گاهی اوقات شما به شجاعت بیش از بی‌خیال بودن، خونسرد بودن و منطقی بودن احتیاج دارید. البته از طرفی دیگر حواستان باشد که خیلی هم پایتان را از حد فراتر نگذارید. قرار نیست زدوخورد و جنگ و خونریزی راه بیفتد.

از بیرون به ماجرا بنگرید و وانمود کنید که شجاع هستید.

بعضی وقت‌ها لازم است که برای داشتن شجاعت بیشتر، از بیرون به ماجرا نگاه کنیم. پس راه دیگری هم برای ایجاد شجاعت وجود دارد. آن‌هم این است که از خودتان بپرسید اگر نمی‌ترسیدم، چه‌کار می‌کردم؟ شاید اگر شما نمی‌ترسیدید، قادر بودید کاری را که می‌بایست انجام شود انجام دهید.

یا می‌توان گفت مسلماً اگر نمی‌ترسیدید آدم بهتری بودید. وقتی شما از زاویه دیگری از بیرون به قضیه نگاه می‌کنید، ممکن است ببینید که واقعاً قادر به انجام کارها بدون ترس و نگرانی هستید.

اگر هم به نظر می‌آید که نمی‌توانید شجاعت را در آن لحظه پیدا کنید تنها وانمود کنید که نمی‌ترسید. ممکن است به نظر دیگران همان‌قدر شجاع بیایید. حتی شاید بتوانید خودتان را هم قانع کنید که ترستان تنها ساخته‌وپرداخته ذهن خودتان بوده است.

آن‌قدر وانمود کنید شجاع هستید تا سرانجام به حقیقت تبدیل شود. به تمام چیزهایی فکر کنید که اگر نمی‌ترسیدید و شجاع بودید، می‌توانستید انجام دهید. آیا بازهم می‌خواهید که فرصت‌های خودتان را به خاطر ترس و شجاعت نداشتن از دست بدهید؟

مقالات مرتبط

نظر شما چیه؟